خرید بک لینک

روزی شخصی بسیار خسیس در رودخانه ای افتاده بود و عده ای جمع

شده بودند تا او را نجات دهند. یکی از دوستانش دوید تا به او کمک 

کند. روی زمین کنار رودخانه نشست و به مرد خسیس گفت:« دستت 

را بده من تا تو را از آب بالا بکشم.» مرد درحالی که سرش زیر آب

می رفت و دست و پا می زد، دستش را به او نداد. شخص دیگری 

همین پیشنهاد را داد، ولی نتیجه ای نداشت. ملا نصرالدین که 

به محل حادثه رسیده بود، خود را به لب رودخانه  رساند و به 

مرد گفت:« دست مرا بگیر تا تو را نجات دهم.» مرد بلافاصله 

دست ملا را گرفت و از رودخانه بیرون آمد. مردم در شگفت 

شدند و گفتند:« ملا معجزه کردی، این مرد دستش را 

به هیچ کس نمی داد.» ملا گفت:« شما این مرد را خوب

نمی شناسید. او دست بده ندارد، دست بگیر دارد اگر بگویی

دستم را بگیر،می گیرد.اما اگر بگویی دستت را بده، نمی دهد!» 

برچسب: نویسنده: کامیار خلیلی تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:44

صفحه بندی